محمد خزائلى
27
شرح بوستان ( فارسى )
قسمت سوّم شيخ اجل در بوستان به چه كسانى اقتفا كرده است سومين باب بوستان ، در عشق و مستى و شور است . در اين باب ، شاعر غزلسراى شيراز ، داد سخن داده و الحق از عهدهء وصف چگونگى عشق و حالات عاشق ، نيكو برآمده است . داستانهاى اين باب قصههاى الهىنامهء شيخ فريد الدين محمد عطار را به ياد ميآورد و افكار حكيم سنائى غزنوى در خلال ابيات اين باب پيداست . بدون شك همهء شعراى غزلگوى ما ، دل به عشق سپردهاند و در آتش آن سوختهاند . نازها تحمل كردهاند و نيازها آوردهاند . شعراى عارف و صوفىمشرب ما از عشق مجازى براى ايجاد عشق حقيقى زمينهها ساختهاند و جهت تفهيم مطالب و انديشههاى باريك خود قصهها و تمثيلاتى پرداختهاند . پيش از شيخ اجل ، دو سراينده را ميشناسيم كه مثنويهاى عشقى آنان ، در اوج كمال بوده و به ادبيات ما رونق و جلال افزوده است ؛ يكى از آنان مجدود بن آدم سنائى است كه مثنوى حديقة الحقيقة وى نصب العين شعراى معاصر و خلف او بود . ديگر شيخ فريد الدين محمد عطار نيشابورى است كه صد و چهارده منظومه به او نسبت ميدهند و منطق الطير و الهىنامهاش از جملهء گوهرهاى ثمينى است كه درياى شور و شوق عارفانه ، هميشه به پروردن آنها بر خويشتن مىبالد و موجهاى وجد و حالش در دماغ هر خوانندهيى اوج ميگيرد . حكيم نظامى گنجوى در طرح مسألهء عشق ، نقش ديگرى زده و خلال داستانهاى خسرو و شيرين و ليلى و مجنون صورتهاى مختلف عشق و عاشقى را نشان داده است . بدانگونه كه در گلشن تغزلات او ، هرگونه گل و شكوفهيى